نوشتهٔ کانی در 7:35 AM
خیلی هم سرد بدذ ترسناکم بودامید
من در اتومبیل در زمان مازی فعل کردم. من اذرخش شنیده بود.
این روشنایی خیلی روشن بود.
بارون خیلی زیاد میامد
یک خرگوش در باران داشت هویج میخرد. خرگوش خیلی لذت از این هویج گرفت.
بعد اون مار امد و خرگوش را دید. متاسفانه مار خرگوش خرد.
این مار يک مرد نيش زده. بعد این مرد بيمار شده.
وقتی که باران نبود مار یک سرخس پوش زنی را دید که قریب درخت سیبی بود. مار فکر کند...
...و مرا گفت: سیبی باری دوست شما هم دارم....
مار را هنوز زنده و خوب بود. یکی دیگر مار آمد و گفت...
زن گفت : بله، من میخاحم دوست شما باشم! اما شما نمیتوانید خرگوشِ این همسایگی بخرید...مار گفت:...
من خانه موندم. میترسم از بارون
شبی تاریک و طوفانی بود و من توی تخت موندم. از طوفان و تاریکی می ترسم!!!
Salam beh hamehy bacheh haaye yrooni.
سلام خشامدین
از کخا امدین؟
.فارسی
?فارسی
فارسی.
نظر بدهید
<< صفحهی اصلی
22 نظر:
خیلی هم سرد بدذ ترسناکم بود
امید
من در اتومبیل در زمان مازی فعل کردم. من اذرخش شنیده بود.
من در اتومبیل در زمان مازی فعل کردم. من اذرخش شنیده بود.
این روشنایی خیلی روشن بود.
بارون خیلی زیاد میامد
یک خرگوش در باران داشت هویج میخرد. خرگوش خیلی لذت از این هویج گرفت.
بعد اون مار امد و خرگوش را دید. متاسفانه مار خرگوش خرد.
این مار يک مرد نيش زده. بعد این مرد بيمار شده.
وقتی که باران نبود مار یک سرخس پوش زنی را دید که قریب درخت سیبی بود. مار فکر کند...
...
و مرا گفت: سیبی باری دوست شما هم دارم.
...
مار را هنوز زنده و خوب بود. یکی دیگر مار آمد و گفت...
زن گفت : بله، من میخاحم دوست شما باشم! اما شما نمیتوانید خرگوشِ این همسایگی بخرید...
مار گفت:...
من خانه موندم. میترسم از بارون
شبی تاریک و طوفانی بود و من توی تخت موندم. از طوفان و تاریکی می ترسم!!!
Salam beh hamehy bacheh haaye yrooni.
سلام خشامدین
از کخا امدین؟
.فارسی
?فارسی
فارسی.
.فارسی
فارسی.
نظر بدهید
<< صفحهی اصلی